
سلام وقتتون بخیر من فاطمه زهرا بارونی م مدرسه نمونه دولتی مهدیه خراسان رضوی شهرستان سرخس و پایه ی هشتم در قسمت خوارزمی ریاضی، پژوهش در ریاضی رو انتخاب کردم و ساخت انیمیشن رو انتخاب کردم داستان رو خودم نوشتم و یه انیمشین میخوام با زیرنویس انگلیسی و زبان خود انیمیشن هم فارسی و 4دقیقه و تا سه شنبه وقت دارم ک مرحله ی مدرسه مونه ### 🏆 مسابقه ی سه گوش های جادویی؛ داستان همنهشتی به سبک ایرانی در روزگاری که هنوز مثلثها را جدا میشمردند، مردی در دل سرخس نشست و گفت: «نه… آنها در باطن یکیاند.» نامش خواجه نصیرالدین طوسی بود— دانشمندی که در کتاب «تشکیل المثلث»، سه راز همنهشتی را فاش کرد: سه ضلع برابر، دو ضلع و زاویهٔ میانشان، و دو زاویه با ضلعِ میانشان. و امروز، در همان دره، راه او را سه تیم دنبال میکنند… صبح زود، در دل درهی سرخس، سه تیم با رنگهای سرخ، آبی و سبز در مقابل سه دروازهی سنگی ایستاده بودند. بالای هر دروازه، یک نماد حک شده بود: سه ضلع، دو ضلع و یک زاویه، و دو زاویه و یک ضلع. صدای طبل کوهنشینان طنینانداز شد: > «برندگان کسانیاند که ثابت کنند: > دو مثلث، هرچند دور از هم، > در عمق یکیاند!» --- #### 🥇 مرحلهی اول: «چالش سه گام» دروازهی اول گشوده شد. جلوی هر تیم، شش چوب چیده شده بود — سه تا برای مثلث اول، سه تا برای مثلث دوم. همهی چوبها به ترتیب 5، 7 و 9 متر بودند. تیم سرخ اول واکنش نشان داد: چوبها را کنار هم گذاشت و دو مثلث ساخت. مثلثها یکی نبودند — یکی به چپ خم شده بود، یکی به راست. اما وقتی یکی را برداشت و چرخاند، کاملاً روی دیگری افتاد! داورِ کهنسال که روی صخرهای نشسته بود، گفت: «آفرین! وقتی سه ضلع دو مثلث با هم برابر باشد، دیگر راه فراری نیست — مثلثها حتماً همنهشتاند. این حالت، ضضض نام دارد.» تیم سرخ با افتخار وارد مرحلهی بعد شد. --- #### 🥈 مرحلهی دوم: «راز دو دست و یک نگاه» دروازهی دوم، دو ضلع چوبی (6 و 8 متر) و یک نقالهی بزرگ داشت که زاویهی 45 درجه را نشان میداد. تیم آبی به کار افتاد: دو چوب را با آن زاویهی دقیق به هم وصل کرد. مثلث کامل نبود — ضلع سوم هنوز نامعلوم بود. اما تیم سبز هم همان کار را کرد... و ضلع سومشان خودبهخود همان اندازه شد! داور لبخند زد: «دیدید؟ وقتی دو ضلع و زاویهی بینشان برابر باشد، ضلع سوم خودش جایش را پیدا میکند — مثل اینکه دو دست با هم بگیرند و سومین دست را بخوانند. این، حالت ضزض است.» تیم آبی و سبز همزمان وارد مرحلهی پایانی شدند. --- #### 🥉 مرحلهی سوم: «همآوایی دو چشم» دروازهی سوم، فقط یک ضلع چوبی (10 متر) و دو زاویهی مشخص داشت: 40 درجه و 70 درجه. تیم آبی اول شروع کرد: از دو سر ضلع، دو خط با آن زاویهها کشید. خطها خودبهخود در یک نقطه به هم رسیدند و مثلث کامل شد. تیم سبز هم همان کار را کرد — و مثلثها، حتی بدون اندازهگیری ضلعهای دیگر، کاملاً یکی بودند! داور ایستاد و گفت: «این آخرین راز است: وقتی دو زاویه و ضلع بینشان برابر باشد، مثلثها مثل دو چشم به یک چشمانداز نگاه میکنند — جهت یکی است، فاصله یکی است. این، حالت زضز نام دارد.» --- #### 🌟 پایان مسابقه همهی تیمها در میدان مرکزی گرد هم آمدند. داور سه کلید برنزی به آنها داد و گفت: > «این سه کلید، سه راز همنهشتیاند: > - ضضض: سه ضلع برابر > - ضزض: دو ضلع و زاویهی بین برابر > - زضز: دو زاویه و ضلع بین برابر > > با هر کدام از این کلیدها میتوانید درِ هر مسئلهی هندسی را بگشایید. > چون همنهشتی یعنی: در ظاهر متفاوت، در باطن یکی.» و در آن لحظه، سه دروازه به آرامی بسته شدند — اما دانشی که آن روز آموختند، تا همیشه ماندگار شد. 📐✨ --- ### 💡 یادآوری سریع برای مسابقهی بعدی: | حالت | چه چیزهایی برابر باشن؟ | چرا جادو میکنه؟ | |------|------------------------|------------------| | ضضض | سه ضلع | با سه ضلع ثابت، فقط یک مثلث ممکنه! | | ضزض | دو ضلع + زاویهی *بین* | دو ضلع مثل بازوها، زاویه مثل نگاه میانشون | | زضز | دو زاویه + ضلع *بین* | دو زاویه مثل دو چشم، ضلع مثل فاصلهی میانشون | این سه حالت، سه کلید طلاییاند — با هر کدوم میتونی ثابت کنی دو مثلث «یکی» هستن، حتی اگه یکی سرش پایین باشه! 😉 --- داستان مون حالا صلاحدید خودتون اگه جایش خوب یا بد بود ... هزینه ش چطوره #𝓕𝓪𝓽𝓮𝓶𝓮𝓱𝔃𝓪𝓱𝓻𝓪 𝓑𝓪𝓻𝓸𝓸𝓷𝓲
این آگهی از وبسایت کافه پروژه پیدا شده، با زدن دکمهی تماس با کارفرما، به وبسایت کافه پروژه برین و از اونجا برای این شغل اقدام کنین.